خداوند زن را مایه سکون وآرامش معرفی می کند . رفتار وگفتار زن وروحیات اوباید
به گونه ای باشد که تجلی کننده این سکون وآرامش باشد . شاید کسانی که تنها اندیشه
ای حسی در مورد زن دارند،تصورشان ازنوعی سکون شهوی وجنسی فراتر نرود ، حال
انکه این تعبیر ،جز سبک شمردن ونفهمیدن این سخن زیبا نیست .این سکون معنوی
است که با خود زیبایی را به همراه دارد . جمال الهی زن باعث می شود تا او با رفتار
عاطفی و معقولانه ی خود به زندگی زیبایی و سکون بخشد و در سختی ها ارامش را به
اطرافیانش هدیه دهد.البته این سخنان به ان معنا نیست که انسان مومن نباید از نعمت
های ظاهری و زیبایی های اطراف خود لذت ببرد.بلکه کاملا برعکس،خواست خدا اینست
که زیبایی هایی که در نهاد بشر گذاشته شده است در شعاع دین ظهور فعلی یافته و
انسان از ان بهره بگیرد.)طوبی کرمانی،فلسفه ی خلقت،صفحه ی 107 (جمال الهی زن سبب می شود تا زن با
رفتار عاطفی و معقولانه ی خود به ظاهر زندگی زیبایی بخشد تا مرد که با شرایط دشوار
زندگی رو به رو بوده در کنار این زندگی عاطفی ارامش یافته و تعدیل روانی پیدا کند.
جمال ظاهری ،عاطفی و الهی زن که مایه ی ارامش مرد است،نه تنها نشانه ی شکوفایی
درک عقلاتی و قلبی اوست،بلکه سبب ظهور فعلی عقل مرد ها در تدبیر سیاست خود و
جامعه است.)محمد رضا امین زاده،جایگاه اخص و ممتاز زن،ص 81 (